رو تن خسته کوچه .....باز یه پرسه شبونه
توی بهت بی کسیها ..این منم یه بی نشونه
با یه قامت تکیده..از همه دنیا بریده
عکس آوار سکوت و رو دیوار شب کشیده
یه درخت پیر و کهنه خم شد از غصه باد
تو رو یاد من میاره لحظه های رفته از یاد
حالا من موندم و گریه تو دل شبهای تاریک
باز یه بن بست سکوته آخر کوچه باریک
میدونم که دیگه دیره برای به تو رسیدن
پروبالی که حقیره واسه تا تو پر کشیدن
ناله برگهای پاییز .. زیر پای سست و بی جون
چشمای در انتظارم یکی اشک و دیگری خون
هرچی خوندم و نوشتم واسه موندن بی ثمر بود
وقت رفتنت دل من از همه چی بی خبر بود
تو همیشه ساده بودی بی غرور و بی گلایه
به تو عادت کرده بودم بیشتر از من به یه سایه
حالا من موندم و گریه تو دل شبهای تاریک
باز یه بن بست سکوته آخر کوچه باریک
میدونم که دیگه دیره برای به تو رسیدن
پروبالی که حقیره واسه تا تو پر کشیدن
میدونم که دیگه دیره برای به تو رسیدن
پروبالی که حقیره واسه تا تو پر کشیدن
این تو بودی یه بهونه واسه این دل شکسته
رفتی اما تا بمونم پشت این درهای بسته پشت این درهای بسته
توی بهت بی کسیها ..این منم یه بی نشونه
با یه قامت تکیده..از همه دنیا بریده
عکس آوار سکوت و رو دیوار شب کشیده
یه درخت پیر و کهنه خم شد از غصه باد
تو رو یاد من میاره لحظه های رفته از یاد
حالا من موندم و گریه تو دل شبهای تاریک
باز یه بن بست سکوته آخر کوچه باریک
میدونم که دیگه دیره برای به تو رسیدن
پروبالی که حقیره واسه تا تو پر کشیدن
ناله برگهای پاییز .. زیر پای سست و بی جون
چشمای در انتظارم یکی اشک و دیگری خون
هرچی خوندم و نوشتم واسه موندن بی ثمر بود
وقت رفتنت دل من از همه چی بی خبر بود
تو همیشه ساده بودی بی غرور و بی گلایه
به تو عادت کرده بودم بیشتر از من به یه سایه
حالا من موندم و گریه تو دل شبهای تاریک
باز یه بن بست سکوته آخر کوچه باریک
میدونم که دیگه دیره برای به تو رسیدن
پروبالی که حقیره واسه تا تو پر کشیدن
میدونم که دیگه دیره برای به تو رسیدن
پروبالی که حقیره واسه تا تو پر کشیدن
این تو بودی یه بهونه واسه این دل شکسته
رفتی اما تا بمونم پشت این درهای بسته پشت این درهای بسته
0 comments:
ارسال يک نظر