۱۹ مارس ۲۰۱۱

آخرین پست 89

دو سه روز آخر سال 89 یه مهر بزرگ اعتبار خورد روی همه اون چیزهایی که توی ذهنم بود. یه مهر که رنگش مثل خورشیده. دلم یه جورایی آروم شده. از اینکه دیگه میدونم اصلا اشتباه نکردم.
با یه عده که دل چرکین بودم رابطه برقرار کردیم. همین دوسه روزه ها. و حالا حالم از همه این سه چهار سال اخیر بهتره. ایران نیستم. حالم خوبه. به این سفر احتیاج مبرم داشتم.
فردا هم کلی برای شب عید مهمون دارم. هرچی ایرانی میشناسم میان پیشم. چه خوب.
سعی میکنم به دو سال گذشته فکر نکنم. چون حالم بد میشه. بازی خوردیم. هممون. و این حالم رو از همیشه بدتر میکنه. پس یه فردا رو بهش فکر نمیکنم.
دلم آزادی و زندگی و روح شاد میخواد. سال دیگه برای همه آرزوهای خوب دارم. همه ملت ایران . همه مردم . همه  و همه و همه