انقدر درگیر درس و مشق بودم که نمی تونستم یه ثانیه بیام اینجا. وقتی باید یه فیلتر شکن راه بندازم بعد تازه دست به دعا بشم که قطع نشه بعد هزار بار هنگ کنم و غیره ترجیح میدم همه چیز رو فراموش کنم. امروز داشتم بنزین می زدم به ماشین. حس کردم خوب این بهترین کاره. برای این دوستان که میخوان ما آدم بودن خودمون هم یادمون بره بهترین کار همینه که بنده از بس سنگ جلوی پام هست هیچ کاری نکنم. اما امروز تصمیم گرفتم مثل همه این مدت که خودم را به سختی بالا کشیدم بازهم تلاش کنم. بدوم تا ته دشت ... بروم تا سر کوه...
باید جنگید. با همه موانع. باور دارم که خسته میشم. اما می جنگم. به خاطر خودم و پسرم با همه چیز می جنگم. من هم حق زندگی دارم...
0 comments:
ارسال يک نظر